گم شدن

دیروز ، همینطور داشتم آسمون ریسمون می بافتم، یه هو این فکر از سرم گذشت که :«...از بیابون می ترسم.برای گم شدن جنگل رو ترجیح می دم.»

البته گم شدن به تنهایی خودش ناراحت کننده است.اما راستی انتخاب شما چیه؟بیابون یا جنگل؟

*این منم:

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

                                                       «محمد علی بهمنی»

*عید مبعث مبارک!ما هم فردا مثل خیلی ها عروسی داریم!

*همه می گن بی خیال شو.منم می گم انگار چاره ی دیگه ای نیست......... 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افشین

[گل] ياران , ايرانيان دلاور روز سه شنبه سي تير ساعت 9 شب در حمايت از زندانيان سياسي عزيزمان و همستگي ملي براي دست يابي به دمکراسي در ... تهران - خيابان انقلاب - ميدان انقلاب شيراز - ميدان علم منتهي به باغ ارم تبريز - راسته بازار و مقابل داشگاه کرمانشاه - دبيراعظم اصفهان - سي سه پل رشت - بازاررشت شبها بر روي پشت بامها فرياد ال .. اکبر - مرگ بر ديکتاتور خداوند نگهدار ایران باد ... [بدرود][بدرود][خداحافظ][خداحافظ]

محسن

سلام فاطمه جان خوبي؟ مبعث رو تبريك عرض مي كنم.. من هم جنگل رو ترجيح ميدم.. چون اقلش اينه كه آفتاب به سر آدم نمي خوره.. راستي تا حال كتاباي نادر ابراهيمي رو خوندي؟

رها

سلام فاطمه عزیز خوشحالم که دوباره می نویسی. بیابونو دوست دارم. خیلی بی غل و غشه. انگار هرچی داره کف دستشه.

باراني

سلام فاطمه عزیزم [گل] من هم برای گم شدن 100% جنگل رو ترجیح می‌دم [چشمک]

باراني

ببخشين من اين چند روزه دسترسي به اينترنت نداشتم... عيد شما هم با تاخير مبارک... [گل][گل][گل]

باراني

انتخاب شعر زيبا بود [لبخند][گل]

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات بلاگم خبرم کنین

آرامش

روزها در پي هم مي آيند و ميروند.فرداها در پس امروز ... روزگاريست عجيب!!! جمعه ها نيز غريبانه از پس يكديگر بي صدا مي آيند ... نمي دانم کجاست آخرين جمعه ي انتظار... قرار است تو نيز با آمدن صبح بيايي !!! اما باز صبح آمد و تو ... هنوز ... و چه خاليست جايت در كوچه هاي انتظار..... سلام دوست من[لبخند]

نیما.ب

من گم شدن تو جاهای دیگرو ترجیح میدم.نو جمع نمیشه بگم.