پیش به سوی نمایشگاه کتاب!

اگه اشتباه نکنم،چهارشنبه روز شروع نمایشگاه کتابه و اگه کارا درست پیش بره روز پنج شنبه ما هم عازم یه سفر کوچولوی فرهنگی دونفره ایم!

من و(ص) یکی دو هفته ایه که مثل بچه های مرتب! یه دفترچه گرفتیمو اسم کتابایی رو که این ور و اون ور می شنویم یادداشت می کنیم تا بلکه بدونیم چی می خوایم...

..................

راستش دیروز می خواستم وبلاگمو آپ کنم.حتی نوشتم اما چون کامپیوترمون ایراد پیدا کرده یه هو قاط زد ومنم کلا از حرفی که دیروز می خواستم بگم منصرف شدم...دیروز اونقدر پریشون بودم که حتما باید با یکی حرف می زدم اما حالا دیگه ...اتفاق خیلی بدی بود که خدا رو شکر به خیر گذشت.شوک بزرگی بود اما حالا دیگه گذشته....بی خیال!نمایشگاه کتابو عشقه!

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باراني

سلام فاطمه عزيزم [گل] روز زيباتون بخير و شادي... ممنون از لطفت عزيزم [لبخند][گل]

محمد

سلاااااااااااااااام خوبی همراه همیشه تنهائیام؟؟ تن تشنه مثل خورشيد بي سرزمينتر از باد کولي تراز ترانه بي پرده مثل فرياد آپ آپ آپیدم ّبدو بیا که موندم بدون نظر اگه بری وقتتو بیخودی مصروف داشتی[چشمک] شاداب باشی[گل][قلب]

محمد

سلاااااااااااام خوبی عزیزم؟ ممنون که بهم سر میزنی . منو تنها نمیذاری[ماچ] صفاي اشك آهم داده اين عشق دل دور از گنا هم داده اين عشق دو چشمونت يه شب آتش به جون زد خيال كردم پناهم داده اين عشق گاهی که با دقت مطالبت رو میخونم مفهوم بیشتری ازش درک میکنم بازم بیا کنار من . بازم بیا تو سر بزن[بغل] شاداب باشی[گل][قلب]

شیرین

are bazi vaghta behtare bikhial shod, shayad gahi oghat bikhiali tooye yek seri masaael behtarin kar bashe.amma faghat too yek seri. shad bashi

سوگند

خدا رو شکر که به خیر گذشت عزیزم ... ایشالا که نمایشگاه کتاب خوش گذشته[بغل]

محمد

سلاااااااااااام صبح 3شنبه شما به خیر و شادی خوبی دوست عزیزم؟؟ من به تمامي قلب هاي دنيا سپرده ام كه تو را دوست بدارند ديگر هرگز كسي قلب تو را نمي شكند به تمامي چشم ها ياد دادم كه تنهايي چشمان تو را باور کنند ديگرهرگز تنها نمي ماني ..... چه اهميتي دارد همه ي تنهايي قلب شكسته ام بهاي لبخند زيباي چشمانت[خجالت] ممنون که بهم سر میزنی و خانه حقیر منو روشنائی میبخشی با نظرات و چشمان تیز بین خودت هر زمان که دلت گرفت و نگرفت بازم بیا کنار من باش تا آروم و آرومتر بشی شاداب باشی نازنینم[گل][قلب]

memorialist

سلام یگانه دوست : آپم و منتظر حضور گرمت ... [گل]

محسن

تا به کی باید رفت از دیاری به دیاری دیگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر می کردیم از بهاری به بهار دیگر آه، اکنون دیریست که فرو ریخته در من، گوئی، تیره آواری از ابر گران چو می آمیزم، با بوسهء تو روی لبهایم، می پندارم می سپارد جان عطری گذران آنچنان آلوده ست عشق غمناکم با بیم زوال که همه زندگیم می لرزد چون ترا می نگرم مثل اینست که از پنجره ای تکدرختم را، سرشار از برگ، در تب زرد خزان می نگرم مثل اینست که تصویری را روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم شب و روز شب و روز شب و روز بگذار که فراموش کنم. تو چه هستی ، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان مرا می گشاید در برهوت آگاهی ؟ بگذار که فراموش کنم. فروغ فرخزاد

محمد

سلااااااااااااااام خوبی دوست خوب من؟؟ صبح اول هفته و شنبت به خیر و شادی هفته خوبی شروع کرده باشی و به خوبی برات بگذره و بر وفق مرادت باشه[چشمک] يک نفس يک شعر يک قصه شروع يک صدا از پشت ابراي کبود يک نگاه مهربان از آسمان برق صد افسانه ي ليلي شروع يک نگاه مهربان از سوي او جويبار لحظه هاي بي شروع به منم سر بزنی و کلبه منو روشنائی ببخشی حتما دعاهام در حقت مقبول میافته شاداب باشی[گل][قلب]